
اگه
بدونین چقدر از این آفتابی که این روزا سرک میکشه تو اتاقم خوشالم.
اینکه مغز استخونم دیگه از سرما نمی سوزه و یه
گرمای آرومی تنم رو گرم میکنه , خبر از
بهار میده. خیلی وقت بود که منتظر بهار بودم , رنگ سبز اول جوونه زدن رو دوست دارم
وهمینطور آفتابی رو که روزبروز پررنگ تر میشه و قوی تر. البته این خورشید کار داره تا بشه آفتاب سوزان
مرداد ماه , اما ظهر به ظهر و هفته به
هفته داره جون می گیره , اینو با چشام می
بینیم و با گرم شدن پوستم حس می کنم.
این روزا
درختهای پیر زنده میشن و شمشادا هم دارن قد میکشن , گنجشکا ترانه های بهتری می
خونن و میشه هوا رو بدون شالگردن هم نفس کشید
زمین هم
خمیازه ای میکشه وبا تنبلی آمادهء نوروز میشه .
به هر حال
منتظر سرسبزی و شادابی زمین و میوه های خوشمزه بهار و تابستونش می مونم و زیر اشعه
های سحرکننده خورشید به زندگی ادامه میدم. امیدوارم خورشید هم بی دریغ بتابه.
سال نوی
همگی مبارک!